امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

سوالات اميرحسين ،5 ماهگي ارميا

1392/4/12 10:20
نویسنده : مامان ستاره
1,720 بازدید
اشتراک گذاری

سلاممممممم بر گل پسريهاي نازنينم .اميدوارم كه حالتون خوب خوب باشه و همچنين داداشيهاي خوبي براي همديگه.اميرحسين نازنينم كه خيلي دوست دارم اندازه يه دنيا اين روزها خيلي كنجكاو شدي و خيلي سوالات زيادي ازم ميپرسي در كل خودت يه نمه پر حرفي حالا ديگه سوال داشته باشي بخوام باهات ادامه بدم تا صبح طول ميكشه مامان فدات شه ايشالا قلب يه چندتا از سوالاتي كه زياد ميپرسي اينه:

اميرحسين:مامان ميگم ما وقتي چشمون ضعيف ميشه ميريم چشم پزشكي

من:بله پسرم ميريم چشم پزشكي

اميرحسين:مامــــــــــان يه چيز بگم؟ما وقتي دندونمون خراب ميشه ميريم دندونپزشكي

من:بله عزيزم

اميرحسين:مامان پس ما وقتي مغاظب نبوديم و يهو افتاديم خداي نكرده دستمون و پامون شكست ميريم دكتر دست وپا پزشكي؟چشم

من:نه عزيزم دكتر دست وپا پزشكي نداريم .بايد بريم پزشك مخصوص استخوان .كه اگه خداي نكرده استخوان دست يا پا شكسته باشه اون پزشك كه متخصص ارتوپد هست دست يا پا رو گچ ميگيره

اميرحسين:آهان مامان يه چيز ديگه بگم

من:بله بگو عزيزم

اميرحسين:استخوان چيه؟؟؟؟؟؟؟

من:عزيزم بزار يكم كه بزرگتر شدي بهت ميگم الان زياد متوجه نميشييهیپنوتیزم

اينا رو كه نوشتم هر روز ميپرسي براي همين جا زياد داره تا سوالاتت رو جواب بدم ويه چيز ديگه اينا فقط سه تاشه اينقده زياد كه يه وقتايي تو ذهنم نميمونه توي پستهاي آينده ادامه اش رو ميگم

خوب يه خبر بسيار خوشحال كننده از طرف اميرحسين اينه كه از پنج شنبه كه كلاس موسيقي ات تموم شده در كمال ناباوري بعد از كلي فك زدنهاي من و صحبتهاي فراوان با تو گل پسرم اميرحسين، تا ديشب مرتب داري موسيقي ات رو تمرين ميكني بدون اينكه بگي خسته شدي البته خودمم اصلا روت فشار نميارم و خيلي بهت استراحت ميدم كه قات نزني.از بس كه از اهميت اين ترم و ترم آينده برات گفتم و هر روز ميگم بهت انتخاب ساز داري و قراره ساز تخصصي انتخاب كني كلي خوشحالي

راستي يه چيزي رو فراموش كردم بگم كه بابايي چند روز پيش در حالي تو رو سوپرايز كرد و البته من رو كه انتظارش رو نداشتي .تو رو فرستاده بودم كلاس اومدم دنبالت از تو پارك داشتيم برميگشتيم خونه چند تا پسر بچه بودن داشتن دوچرخه سواري ميكردن كه به من ميگفتي مامان ميشه به بابا بگي برام دوچرخه بخره منم ميگفتم بله حتما ميگم.خلاصه اينكه اومديم خونه راه پله رو رفتيم بالا ديديم دم در واحدمون يه دوچرخه اس كلي ذوق كردي و خوشحال شدي و تعجــــــــــــــــــب كرديبغل منم تعجب كردم .دست بابا سيامك عزيز درد نكنه خيلي سوپرايز بود

 

اسم دوچرخه ات هم گذاشتي انگري برد

 

تلويزيون هم تماشا ميكنه

 

 

تازه ارميا رو هم سوار ميكني

*********************************************************

واما ارميا جون كه اين روزها شيرين و شيرينتر ميشه اول اينكه خيلي اميرحسين رو دوست داري و البته اميرحسين هم همينطور خيلي دوست داره اميرحسين كلي تو رو ميخندونه براي اميرحسين حرف ميزني الان ديگه اشيا رو خيلي خوب دست ميگيري مخصوصا موهاي داداش اميرحسين رونیشخند اميرحسين صدام ميزنه مامـــــــــــــــــــان بيا ارميا موهام رو داره ميكنه .من: نه پسرم داره مثلا با موهات بازي ميكنه آخه ميترسم كه فك كني ميخواد موهات رو به عمد بكشه ، تو هم موهاشو بكشي .ارميا خودش كچله مو نداره كه البته چند بار موهاي ارميا رو كندي،البته فقط يه تارش رو نه بيشترخندهولي اينقدر قشنگ با همديگه بازي ميكنين ارميا خيلي قشنگ باهات حرف ميزنه .ارميا اين روزها خيلي بي تابي هم ميكني به خاطر دندونته ايشالا زود دندونت در بياد راحت شي

 

 

اميرحسين اينجوري ميشينه پا ميشه و ميگه ارميا رو بخورمـــــــــــــــش .ارميا تو هم غش ميكني از خنده

 

                                       

 

ارمياي عزيزم پنجمين ماهگردت مباركماچ

ارميا خندون از دست داداش اميرحسين

 

پي نوشت:مامان بزرگ بابا سيامك شب دوشنبه به رحمت خدا رفتن و امروز مراسم تشييعشونه خدا رحمتش كنه جــــــــــــــــــــز مامان بزرگهاي نيك روزگار بود خوش رو باحال به تمام معنا گل بود.من متاسفانه نميتونم تو مراسمش شركت كنم ترسيدم شما فسقليها اذيت شين هروقت اين پست رو خوندين براي شادي روحش فاتحه بفرستين

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

مامان ریحان
12 تیر 92 2:05
سلام
دست و پا پزشکی
دوچرخه ات مبارک امیر حسین مرسیییییییی سیامک چه سوپرایز قشنگی
وای قوربونت برم ارمیا
عکس آخری خیلی خوشگله


ويرايش شدي .مرسي خاله سيما چشات قشنگ ميبينه
الی مامی آراد
12 تیر 92 2:11
خوش بحال ارمیا جونی دادشی بزرگتر از خودش داره که می خندونه و باهاش بازی میکنه عزیزم دوچرخه انگری بردت مبارک


مرسي الي جون حالا اين تازه اول ماجراست به كتك زدن هنوز نرسيده
خاله ستایش
12 تیر 92 2:25
امیر حسین جان دوچرخه ی جدید مبارک ارمیا .کوچولو موچولو دلم هوستو کرده خیلی دلم می خوات که فقط یه بار توورو از نزدیکببینم نی نی کوچول[


مرسي ستايش آخي چه آرزويي .
ღ مونا مامان امیرسام ღ
12 تیر 92 3:29
موش بخورتت ارمیا جونی با اون خنده خوشگلت
سوالهای امیرحسین جون هم خیلی بامزه بودند و اینکه روزی هزار بار باید سوالات تکراری رو جواب داد خیلی سخته.فقط میتونم بگم خدا صبرمون بده
دوچرخه نو هم مبارک امیرحسین جوون.به سلامتی استفاده کنی عزیزم.دست بابایی هم درد نکنه


مرسي خاله،آره بخدا شما تقريبا نفره صدمي هستين كه آرزوي صبر از خدا برام كرديد مرسي
مامان مانلی
13 تیر 92 3:19
ای جونم خوشگلای خاله همیشه سلامت باشین
سعیده مامان آرتین (شازده کوچولو)
13 تیر 92 8:10
پسر خندونم 5 ماهگیت مبارک
و اما امیر حسین جون خوب تمرین کن تا در زمینه موسیقی موفق شی. راستی چه سازی رو میخوای انتخاب کنی؟


مرسي عزيزم والا ميگه گيتار برقي اما تا اون موقع نظرش تغيير ميكنه
مامان ارمیا و ایلمان
16 تیر 92 12:25
ای جانم. از دست سوالات بچه ها. ما که هنوز به اونجاهاش نرسیدیم ولی دیدم بقیه بچه ها.
سالها پیش سوار اتوبوس بودم. یه بچه ای به مامانش می گفت: مامان خدا دندون داره؟ اگه نداره چج.ری ابرها رو نگه داشته؟
خدای من این ارمیا گلی خیلی جیگره. قربون خنده هاش.


ههههههه چقدر سوال جالبي.ممنون عزيزم
مامان ارمیا و ایلمان
16 تیر 92 12:26
راستی یه اس هم دادم خبری نشد. یه سوال داشتم. امیر حسین جان رو کوم مهد می فرستی؟ هزینه ش چقدره؟


آخيييييييي شرمنده بخدا الان يكماه تمومه كه موبايلم خاموشه اين هفته اگه خدا بخواد گوشيم دستم ميرسه بهت اس ميدم رسيد
مريم
17 تیر 92 11:33
معلومه خدا خيلي اميرحسين و دوست داره اين بابا مامان مهربون و بهش داده ها. يه عالمه بوس هم واسه ارمياي گل
ستاره جون اميررضا فوتبال كانون قدس ميره ، ميدان صنعت سر ايران زمين


عزيزمممممممممم خيلي لطف داري به من.مرسي از آدرس ميرم ببينم چطوره
مرجان مامان اران
17 تیر 92 14:33
ماهگرد ارمیا خوشگلم مبارکککککککککککک
اخی عزیز دلمم چه سوالاییی میکنههههههههههههه
قربون گل پسریای نازززز
ببخشید عزیز دلممم دیر اومدم سر زدم


مرسي عزيزم .نه بابا اين چ حرفيه ميدونم گرفتارييييي
maman shami
19 تیر 92 14:13
5mahegiye ermiya joo0n va docharkheye khoshgele amir hosein mobaakesh bashe . rasty iliya joon ham too jashnvareye ninishekamo sherkat karde age toonestin behesh rai bedin .mer30


مرسي عزيزم حتما
مامی ارمیا
22 تیر 92 12:53
سلام مامان و بابای ارمیا و امیرحسین عزیز. ارمیای من تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده .بهش رای میدین؟؟؟؟؟ لطفا کد 589 را به شماره 20008080200 پیامک کنید. ممنونم
مادر جون
5 مرداد 92 0:03
اول امیر حسین جونو می بوسهدوچرخت خیلی خوشگله مبارکت باشهخیلی مراقب خودت باش امیر حسین جون نیفتی دست و پاهات زخمی بشه . دو تا بوس روی دو تا لپات می کنمارمیا تپل مپلی اگه اومدی دوتا کپ بزرگ رو لپات می زارم گلمبچهای گلم شما همیشه تو قلبم هستیدخونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پر از بوی گل اینجا همش بهاره دوستتان دارم